الشيخ المنتظري

497

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

صفا چيز ديگرى در آنها نبود ، ولى بعد كه اسلام بسط پيدا كرد و روم و ايران را فتح كرد ، غنائم جنگى و ثروتها به طرف كشور اسلام سرازير شد ، رياست و حكومت پيدا شد ، صفا و خلوص در خيلى ها از بين رفت و به رياست و مال و ثروت روى آوردند ; حضرت على ( عليه السلام ) خلوص و صفاى مردم را در اوّل اسلام در مدينه اطراف پيامبر ديده ، و الآن هم مى بيند كه مردم بر سر ثروت و پست و مقام جنگ و نزاع مى كنند ، و آن گونه كه بايد مردم به اسلام اقبال داشته باشند ندارند و اقبال به دنيا زياد شده ; لذا حضرت مى فرمايد : روزگارى كه ما در آن هستيم روزگارى است ستمگر و ناسپاس . معناى بد بودن زمان و زمانه زمان و زمانه هيچ وقت گنهكار نيست ; اما چون گناهان و خطاها در زمان واقع مىشود ، از باب مجاز گناهان به زمان و زمانه نسبت داده مى شوند ; زمان و زمانه از معدّات وجود اشياء است ، يعنى اشياء در زمان پيدا مى شوند . همين طور كه موجودات مادّى مكان دارند ، زمان هم دارند . به فرمايش مرحوم صدرالمتألهين در اسفار : « للجسم امتدادان » ( 1 ) جسم دو امتداد دارد : يكى امتداد مكانى كه طول و عرض و عمق است كه اين فضا را اشغال مىكند ، و ديگرى امتداد زمانى . زمان بُعد چهارم موجودات مادّى است ، اصلا زمان نحوه وجود موجودات مادّى است ، و موجودات مادّى از زمان جدا نيستند . بنابراين چون زمان با موجودات مادّى در آميخته است ، بدى افراد را نسبت به زمانه مى دهند و مى گويند زمانه بد است ، و گرنه واقعيت اين است كه زمان بد نيست ، خوبى و بدى مال اشخاص است . حضرت على ( عليه السلام ) هم روى همين اصطلاح عمومى در اينجا بدى را به زمانه نسبت داده اند . در واقع نسبت دادن بديهاى اشخاص به زمانه يك نحو مجاز رايج است .

--> 1 - اسفار اربعه ، ج 3 ، ص 140